بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

551

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و داروى آبله فرنگ و دهن مسمن و دهن المفاصل عورتى را علت بود به عمل اين دفع گرديد و در پى آن درد رحم پيدا كرده و آن بعد دو هفته بوجع الورك منتقل شد و بران محل از سرين اندك ورمى هم ظاهر بود و عجائز انواع روغنهاى محلل كه در اوجاع چين استعمال مىكنند چون روغن اسپست و روغن شبت و روغن نانخواه و روغن سياه تخم و روغن كرچك و روغن زيره و روغن حلتيت و روغن تخم گندنا و غيره مىمالند و ضمادهاى محلل به كار داشتند و زرنباد و جدوار و امثال آن طلا مىكردند و گاهى جهت تسكين وجع مخدرات نيز استعانت مىنمودند و نافع نمىآمد و به مدت يك ماه كشيد و او بغايت ضعيف شد چنانچه از حركت باز ماند و ران و ساق او بسى لاغر شده بود و از ضعف و درد سخن نتوانستى گفتن فرمودم تا بر موضع وجع و ورم او تيزاب ماليدند و قدرى فادزهر حيوانى در گلاب سائيده به دو خورانيدند بعد ساعتى چشم بازگردد از ناله برآسود انگاه هر روز دو وقت فادزهر مىدادند و تيزاب نيز مىماليدند و غذا برشته مرغ مىخورانيدند و به همين در سه روز قوت و درد و ورم تسكين يافت و خلاص شد مجربى علاج عرق النسا چنان مىكرد كه تمامى آن پاى ماؤف را تدهين و تمريخ مىكرد و بعده ريسمانى قوى بر انگشت كلان آن پاى مىبست و مريض را بدان انگشت از بلندى برمىآويخت چنان كه سر مريض از زمين مقدار بشرى برداشته مىشد و سه چوب بران ريسمان مىزد و مريض را از درد لحظهء غشى مىشد و انگاه او را فرود مىآورد و مىگذاشت به همين تدبير آن وجع مرتفع مىشد امّا درين گاهى كه بىاحتياط واقع شود استرخاى در بند انگشت پاى پديد مىآيد و همچنان به حركت ماند و شخصى كم‌تجربه اين علاج كرد و اين قصور پديد آمد و حكماى هند طريقى در نشستن مقرر كرده‌اند كه آن ملازمت در اين مرض عظيم نافع است و آن‌چنان بود كه مريض مربع نشيند بعد تدهين و تمريخ محل و سر پاى غير ماؤف چنان كه بكش ران متصل بود بعد سر ان پاى ماؤف را به زور بكشند و بياورند بر بالاى ران غير ماؤف چنان كه بكش ران غير ماؤف متصل بود همچنان قرار گيرد و السلام و در جمله اين نوع امراض نشستن مريض در آب معادن بعد تدهين بروغنهاى مناسب و بعد از آن هم روغن ماليدن نافع بود و اگر در آبزنى نشيند كه محللات قوى و گوگرد در ان باشد هم نيكو بود و در طبيخ پيه كفتار و روباه و كلاغ سياه و عكه و هدهد و بچه گرگ و كلشن كه